گوش نیوش: درست و غلط حمایت از زن

۳.۷/۵ - (۱۶ امتیاز)

هم اکنون بشنوید

خيليها بلد نيستند از زن حمايت كنند
خيلى از زن ها بلد نيستند حمايت مرد مناسب را نصيب خود كنند
استقلال هاى بيش از حد زن را فرسوده می كند؛ راهكار چيست؟ گفتگوى جديد دكتر شيرى با سه بانو در اينباره شايد شما را شگفت زده كند

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاه (6)

  • ماه نسا پاسخ

    دکتر جان بسیار ممنونم که به سادگی و زیبایی اصول زندگی رو به ما آموزش میدی . گوش نیوش ها برای من بسیار روشنی بخش و دلنواز هستن

    ۱ مهر ۱۴۰۴ در ۰۴:۱۱
  • س.م پاسخ

    دقیقا تمام صحبتهارو تایید میکنم.ولی خیلی خوبه که در تمام مراحل زندگی یک انسان برتی خودشناسی و دیگران شناسی قدمی برداره.من یک مادر ۵۰ ساله هستم و هیچ زمانی و هیچ زمانی در زندگی شخصی خودم حمایتی از سمت همسرم نشدم .با اینکه خیلی پدر حمایتگری داشتم و شاید باورنشه ولی برای مدرسه رفتن من که نزدیک باشم یک کوچه اختصاصی خرید که من به مدرسه ام نزدیک باشم با اینکه اغلب خودشون منو میرسوندند ولی …با اینکه از شرایطی در خانواده برخوردار بودم که به قدری متفاوت بود از جامعه ای که بودم در نهایت امکانات و رفاه و .‌..متفاوت خودمو میدیدم نه از جنس برتری و غرور اتفاقا از جتس شرم و خجالت طوریکه سال اول راهنمایی خودم رو یه دختری که پدرش کارمند اداره پست هست معرفی کرده بوودم ولی بدلیل ناپختگی زود و هفته اول دروغم برملا شد این در حالی بود که پدرم یک کارخانه دار موفق و نامدار بود با این احوال در زندگیم اتفاقا فقط حمایت کردم و با توانایی هایی که از سمت پدرم داشتم همه جوره همسرم و دوتا فرزندمو حمایت کردم و دلم میخواست فقط روشنی در پیش رو داشته باشن.منی که کوچه اختصاصی برام خرید پدرم در سن ۲۸ سالگی تبدیل شده بودم به زنی که به دلیل بدهی شوهرش همه چیز رو از دست داد و با ماشین های راه میرفت به زندان برای شوهرش و دوندگی که قاضی کشیک بررای اون زندان بزاره دولت که خدارو شکر هر کاری هم کردم به نتیجه رسید ولی الان اینجا که هستم بقدری خسته و احساس پوسیدگی میکنم که هر شب دوست دارم صبح فردارو نبینم.واقعا هیچ ارزشی نداشت اینهمه تلاش من و در نهایت چشم باز کردم دیدم شدم اون دختری که اینهمه سختی کشید بعد از ازدواجش و تلاش برای پایداری زندگیش کرد و هیچ کجا حس نکردم که طرفم درک کرده و فهمیده و اتفاقا اون همه ناز پروردگی و حمایت پدرم بیشتر برای من یک عمری حسود و بدخواه ساخته بود.در کمال ناباوری بعد از پدرم چشم باز کردم و دیدم تمام اموالی که سهم پدری من هست در زندگیم توسط خانواده ام داره مدیریت میشه و من هییییچ نقشی ندارم.و همین همسرم چون عمری لطف دیده بود و خودشو کم میدید البته بدون منت و سرزنش ولی به هرحال درونش که دروغ نمیگفت و دائم احساس بی کفایتی میکرد تا جائیکه خیلی آسوده به دنبال خوش گذرانی و خیانت رفت و اینهم برداشت توهمی من نیست با اثبات میگم و من چون خیلی بیشتر از قدرتم و سهم و نقش خودم دوندگی کردم دیگه ناتوان شدم و خسته و حتی میبینم هیچ ارزشی نداره جنگیدن و مطالبه .

    ۹ مهر ۱۴۰۴ در ۱۳:۳۴
  • زهره اسدالهی پاسخ

    سلام بنده با توجه به زنانگی خودم می‌گویم توجه بیش از حد یک مرد دقیقا معنای این رو داره که می‌خواهد کاستی و کمی رو که قراره در کنار آن داشته باشه دیده نشه دقیقا همان که فرمودین کار اصلیه رو نمیخاد انجام بده بنده خودم تجربه همچین آقایی رو داشتم با توجه بیش از حد در امور مالی که بنده تا قبلش صد بودم باعت شد با حمایت نکردن مالیش منو به صفر رسیدم و آلش هایی رو تجربه کردم با این آقا که نگم براتون و بعد خیانت و و… و. و. و

    ۴ آذر ۱۴۰۴ در ۰۲:۲۱
  • زهره اسدالهی پاسخ

    سلام بنده با توجه به زنانگی خودم می‌گویم توجه بیش از حد یک مرد دقیقا معنای این رو داره که می‌خواهد کاستی و کمی رو که قراره در کنار آن داشته باشه دیده نشه دقیقا همان که فرمودین کار اصلیه رو نمیخاد انجام بده بنده خودم تجربه همچین آقایی رو داشتم با توجه بیش از حد در امور مالی که بنده تا قبلش صد بودم باعت شد با حمایت نکردن مالیش منو به صفر رسیدم و چآلش هایی رو تجربه کردم با این آقا که نگم براتون و بعد خیانت و و… و. و. و

    ۴ آذر ۱۴۰۴ در ۰۲:۲۶
  • آسو رحمتی پاسخ

    سلام و درود و سپاس دکتر جان
    شاید این زخم ۹۹درصد زنان ماست که حمایت نمی شن و یا بد حمایت می شن و اون حس رو نمی گیرن. زنایی که در زندگی های متاهلی و با وجود بچه تنهای تنها و بی پناهن، زنایی که می ترسن روزای سخت مثل فوت والدین بیاد و می دونن کسی کنارشون نیست.‌ کسی هیچ وقت نبوده، کسی که مایه آرامش یک قلب و‌جسم خسته بعد از یه روز سخت، کسی که گاهی فقط شنونده باشه نه قاضی، نه دنبال جواب، نه قهر ، نه حرف های تلخ و نه نمک‌پاش برای زخم هایی که نشونش دادی.
    اما تنها راه علاج این واقعه به نظر ینده، تربیت درست تر و بهتر پسرهامونه
    و اینکه حرف زدن یاد بگیریم
    حرف بزنیم که من چه حمایتی می خوام و در چه حد؟ و طرف مقابل اگه براش مهم باشه و مهم باشیم سعی کنه حداقل بشنوه
    اما نمی دونم چرا مردهای ما انقد سفت و سخت و نفوذناپذیرن
    من حتی وقتی در این موارد با همسرم صحبت می کنم مسخره م‌می کنه که اینا حرف های تو کتاب و داستانه و زندگی عادی همه همین جوره
    در نهایت سپاس گذارم از شما و تمامی خانم هایی که در تهیه این گوش نیوش همیاری فرمودند.

    ۱۷ آذر ۱۴۰۴ در ۱۸:۲۱
  • Behnaz پاسخ

    بسیار عالی لذت بردم از گوش دادن به این گفتگو
    دوست دارم من هم در چنین جمع های گفتگو محوری حضور داشته باشم اگر امکانش فراهم بشه

    ۲ بهمن ۱۴۰۴ در ۱۰:۴۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

مطالب مرتبط